بنده عشقم و از هر دو جهان آزادمطایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراقکه در این دامگه حادثه چون افتادم یه آدماییتو زندگیت هستنکه نفس کشیدنشونبه آدم اطمینان خاطر میده...حتی اگه همیشه کنارت نباشن. ای بابا ...چیو میشه باور کرد تو این دنیا...فقط یه چیزی یادم هست که قول دادیم هرکی واسه دل خودش بمونه منم واسه دل خودم موندم البته اگه دلی مونده باشه...دارم داغون میشم تو این چشم انتظاری دیگه طاقت ندارم و دیگه صبر ندارم ...نمیتونم اینقدر چشم انتظار باشم و ببینمت ولی نبینمت ...سخته عزیزم سخت ...اونم من که تو این شر
برچسب: نویسنده: مهراد اکبریپور تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 12:30
حرفهایی از جنس تنهایی و حسرتم - پاییزشمارتو یه گوشه یادداشت کردم و به یکی از دوستام سپردم که بلایی سرم اومد حتما خبرت کنه که دیگه چشم انتظار تو این وبلاگ نشینی چون دیگه دستم نمیرسه بیام اینجا بنویسم و خیالت راحت بشه حداقل زندست.... چون حداقل دیگه زنده نیستم و نفسی نمیاد ...یاس دیگه عذاب زندگی و دوری عشقم و خنددین عشقم از دور بودنم کارمو ساخت از ریشه ساخت خیالت راحت راحت دیگه نیستم که عذابت بدم خودتو مقصر ندون تو مقصر نیستی تقصیر این عشق نافرجام من بودم منه لعنتی منه بی همه پیز منه بی همه کس منه
برچسب: نویسنده: مهراد اکبریپور تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 12:30

می گویند هرکسی نیمه ای گمشده دارد...
تو اما عشق من...

تمام گمشده ی منی...
و من یک هیچ ناتمام که باتو هست می شوم...
این هیچ ناتمام،.......عاشقانه تو را دوست دارد......

برچسب: نویسنده: مهراد اکبریپور تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 12:30